حسين بن حسن خوارزمي

مقدمة 38

شرح فصوص الحكم

عارفانه - عاشقانه اى كه سراپاى او را مىسوزانيده ، و سرانجام تلفيق ، توفيق و آميزشى كه ميان اين يافته ها و شرح قيصرى بوجود آورده ، با نثر شاعرانه و آهنگين ، و آميخته با دلنشينترين و عاشقانه - عارفانه ترين اشعار فارسى - خاصّه اشعار مولوى - اين شرح را ساخته است بطورى كه خواننده اگر با شرح فصوص قيصرى آشنايى نداشته باشد ، هرگز به اين قبس آورى خوارزمى پى نخواهد برد . و اين آيا « جوشش عشق » نيست « كاندرين نى » فتاده است ؟ به هر تقدير ، آن چه ، خوارزمى درين شرح به ديگر نگاشته هاى ابن عربى توجّه مىدهد - و گاهى نيز نقل سخن وى مىكند - چيزى نيست بجز آن چه كه در شرح قيصرى ديده مىشود . و آن چه كه در گزارش خوارزمى آمده است و گزاره اش را بر فراز شرح قيصرى قرار مىدهد از نظرگاه من فارسى زبان ، نخست اينست كه به زبان فارسى است ، و زان پس اينكه شرح خوارزمى به قدرى عاشقانه پرداخته شده ، كه مىتوان با توجّه به آن ، نازكيها و انديشه هاى وحدت وجودى ، حبّ الله ، وحدت اديان را بهتر نگريست ، و شيرينيهاى تعبيرها و تأويلهاى برزخ البرازخ - ابن عربى - را از آيات قرآنى ، و قياس ميان موسى ( ع ) و هارون و نگاههاى خشك اشعريان و ظاهر بازان و ديده وريهاى باز و دراز دامن بسطامى ، سهل تسترى ، ابو مدين و حكيم ترمذى را ، عاشقانه تر ليسيد و مكيد . و از پس آن اينكه : خوارزمى به آثارى ديگر از عارفانى كه اهل عشق و محبّت صوفيانه بوده‌اند و حالى ، خوش داشته‌اند ، نيز توجّه داشته است . درين مورد ، نه تنها به شرح فصوص كمال الدين عبد الرزاق كاشانى - كه از شروح اصيل فصوص بشمار است - توجّه داشته ، بل جانب فصوص گونهء عراقى - يعنى لمعات - را هم متوجّه بوده و از آراء مرشد و دليلش - ابو الوفا - و آثار او ، خاصه نثر الجواهر « 32 » ، بهره برده ، و به اشعار سوزناك خود ، سنائى ، عطار ، مولوى ، همام ، و ناصر خسرو استشهاد كرده و استناد جسته ، و درين خصوص توجّهى عميق و نظرى دقيق به مثنوى مولوى و غزليات همو كرده است بطورى كه از يك نظر - چه درست باشد و چه نادرست - اين شرح ، مىتواند كارى باشد تطبيقى ، ميان آراء مولوى و ابن عربى . مطلبى ديگر - كه باختصار در مقدمه و نيز در پيش گفتار الجانب الغربي في حلّ مشكلات الشيخ محيى الدين ابن عربى « 33 » - متذكَّر آن شده‌ام ، مربوط به مقدماتى است كه سواى ديباچهء شارح ، قبل از شروع شرح فصوص آمده . همچنان كه گفته‌ام صورت كامل اين مقدمات فقط در نسخهء گنج بخش ، و قسمتى از آن در نسخهء

--> « 32 » - منقولات خوارزمى ازين كتاب مىنماياند كه نثر الجواهر مجموعهء رباعيات ابو الوفا بوده است همراه با قطعاتى به نثر ، كه در آثار منظوم آن دوره ، نمونه هاى ديگرى مانند رباب نامهء سلطان ولد و . . . دارد . زيرا تا كنون از نگاشته هاى ابو الوفا ، در مآخذ اصلى و فرعى ، چيزى نسخه شناسى نشده ، مگر ديوان او . آن چه از ابو الوفا در ميان صوفيان ، شهرت تام داشته مجموعهء رباعيات اوست هر چند كه او را اشعارى در انواع ديگر شعرى مانند غزل و مثنوى هست . چنانچه جامى گويد : ابو الوفا را « از مشارب صافيهء ارباب توحيد و اصحاب اذواق . شربى . تمام بوده است چنان كه از رسائل و اشعار ايشان بتخصيص از رباعيات ، اين معنى ظاهر است . ( نفحات الانس 434 ) . « 33 » - تأليف شيخ مكّى ، تهران 1364 ، ص 12 .